- اندر احوالات شاه بی تاج و تخت نومه نور 46: خاطره روز برفی
- دانه های ریزبرف
- کجایید ای شهیدان خدایی (گروه کامکارها)
- اندر احوالات شاه بی تاج و تخت نومه نور 44: سرود شادی و لذت دیوانگی
- اندر احوالات شاه بی تاج و تخت نومه نور 43: سرود شادی و لذت دیوانگی
- اندر احوالات شاه بی تاج و تخت نومه نور 42: موج مرده، آواز قو و سرود والهالا
- حکایت دوست (استاد سخن سعدی)
- اندر احوالات شاه بی تاج و تخت نومه نور 41: تلاش دوباره، پرواز دوباره
- شعری از امیلی برونته

1) می تونم به یاد بیارم دوران قبل کرونا، جوکر و پارازیت، ترور سردار و بحث موشک باران و سقوط هواپیما. تلمبار شدن اتفاقات باعث میشه حس هزار ساله بودن به انسان دست بده. در کرونا واقعا انگار زندگی به د مرثیه ای بر یک رویا...
1) گریه هم نعمتیه. انگار از معدود دریچه ها رو به ملکوته. شاید یکی از زیباترین حس های دنیا حس گریستن باشه. بخصوص وقتی یاد عزیزانت میفتی که توی این یه سال چطور خزان روزگار به باغشون حمله کرد و تک تک ای مرثیه ای بر یک رویا...
مرا چنگ بادی خود کن، به همانگونه که جنگل چنگ بادی توست؛چه باک اگر برگهایم همانند برگ های جنگل ریختهاند!آشوب نغمه های توانای تو از من و جنگل نغمه سبز خزان را سر خواهد داد،که با وجود اندوهباری، دلنشی مرثیه ای بر یک رویا...
بر سینۀ آسمانیک ابر خستۀ سردیک ابرِ پر ز بارانیک تکه ابر بودیمخورشید گرممان کردباران شدیم، چکیدیمما قطره قطره بر خاکاز آسمان رسیدیمصد رودِ کوچک از مابر خاک شد روانهاز دشتها گذشتیمرفتیم شادمانهبا هم مرثیه ای بر یک رویا...
خستگی امونو بریدههیچ چیز دلپذیرتر از خواب نیستآیا زمانی که چشمانم را می بندمباز هم دنیا وجود داره؟شاید برای بیدار شدن از این توهم نیاز باشد کهبه دنیای خواب رفتخب عظمتتو شکر جلال،امشبم گذشت و کسی مارو مرثیه ای بر یک رویا...

1) توی مسیر برگشت که موسیقی گوش میدم هزار خیال و ایده به ذهن مغشوشم می رسه، ولی وقتی به خونه می رسم همش می پره شاید چون این نغمه های کلاسیک ، آواهای حرکت اند نه سکون پل های ساختن اند نه معجونی برای ت مرثیه ای بر یک رویا...